نیلینگ | نکات مهندسی و اجرای ایمن برای پایدارسازی گود
گودبرداری زمانی پرریسک می شود که مرز بین یک عملیات معمولی و یک ناپایداری ناگهانی بسیار باریک باشد. یک ترک در ساختمان مجاور، تغییر شکل دیواره گود، افزایش فشار آب یا حتی انتخاب نادرست ترتیب اجرا می تواند شرایط پروژه را به کلی تغییر دهد.

به همین دلیل، در پروژه هایی که امکان اجرای شیب پایدار وجود ندارد یا محدودیت زمین و ساختمان های مجاور اجازه عقب نشینی از لبه گود را نمی دهد، انتخاب روش پایدارسازی فقط یک تصمیم اجرایی نیست؛ تصمیمی است که مستقیما با ایمنی پروژه، کنترل تغییر شکل و حفظ سازه های اطراف ارتباط دارد.
در چنین شرایطی، نیلینگ یکی از روش هایی است که برای پایدارسازی گود مورد توجه قرار می گیرد. اما نکته مهم این است که نیلینگ را نمی توان صرفا مجموعه ای از میلگردهای کار گذاشته شده در خاک دانست. عملکرد واقعی این سیستم به شناخت شرایط زمین، هندسه گود، ویژگی های خاک، سطح آب زیرزمینی، بارهای اطراف، جزئیات طراحی، ترتیب حفاری و کیفیت اجرا وابسته است.
به همین دلیل اگر قرار است برای یک پروژه از نیلینگ استفاده شود، سوال اصلی نباید فقط این باشد که «نیلینگ چیست؟» بلکه باید پرسید آیا این روش برای شرایط پروژه مناسب است، چگونه باید طراحی و اجرا شود، چه عواملی می توانند عملکرد آن را تحت تاثیر قرار دهند و مجری را بر اساس چه معیارهایی باید انتخاب کرد؟
چرا انتخاب روش پایدارسازی گود اهمیت دارد؟
هر گودبرداری در یک محیط واقعی با شرایط خاص خود روبه رو است. خاک یک پروژه ممکن است متراکم و نسبتا پایدار باشد و پروژه دیگری در مجاورت ساختمان قدیمی، خیابان پرتردد یا تاسیسات زیرزمینی قرار داشته باشد. بنابراین نمی توان یک روش ثابت را برای تمام گودها مناسب دانست.
در پروژه های شهری، موضوع فقط پایداری خود دیواره گود نیست. تغییر شکل خاک پشت دیواره می تواند به سازه های مجاور منتقل شود و باعث ترک، نشست یا تغییر وضعیت تاسیسات شود. هرچه فاصله ساختمان مجاور از لبه گود کمتر باشد، حساسیت کنترل تغییر شکل بیشتر می شود.
از طرف دیگر، شرایط زیرسطحی همیشه مطابق تصور اولیه نیست. وجود لایه های مختلف خاک، خاک دستی، لایه های سست، سطح آب زیرزمینی یا تغییر ناگهانی در جنس زمین می تواند رفتار گود را تغییر دهد. به همین علت مطالعات ژئوتکنیک و تفسیر صحیح اطلاعات زمین باید پیش از تصمیم گیری درباره سیستم پایدارسازی جدی گرفته شود.
نیلینگ در چنین فضایی می تواند یک راهکار موثر باشد، اما تنها زمانی که با شرایط زمین و محدودیت های پروژه هماهنگ انتخاب شده باشد.

نیلینگ چگونه به پایداری گود کمک می کند؟
در سیستم نیلینگ، عناصر کششی موسوم به نیل یا میخ خاک در داخل توده خاک نصب می شوند. این عناصر با ایجاد اتصال و درگیری مناسب میان بخش های مختلف توده خاک، به افزایش پایداری آن کمک می کنند. سطح نمایان گود نیز معمولا با یک لایه شاتکریت و جزئیات سازه ای مناسب پوشش داده می شود تا سطح خاک کنترل شود و سیستم نگهدارنده بتواند عملکرد مورد انتظار را داشته باشد.
اما عملکرد نیلینگ را نباید به یک مکانیسم ساده محدود کرد. آنچه اهمیت دارد، رفتار مجموعه خاک، نیل ها، پوشش سطحی و اجزای اتصال در برابر نیروها و تغییر شکل های ایجاد شده در حین گودبرداری است.
در یک اجرای اصولی، گود معمولا به صورت مرحله ای پیشروی می کند. پس از رسیدن هر مرحله به تراز مشخص، عملیات حفاری سوراخ ها، نصب نیل ها، تزریق، اجرای مش و شاتکریت و سایر جزئیات مورد نیاز انجام می شود و سپس مرحله بعدی گودبرداری آغاز می شود. این توالی اهمیت زیادی دارد، زیرا اجرای یک مرحله از سیستم پایدارسازی پس از ایجاد تغییر شکل قابل توجه در خاک، با اجرای همان سیستم در زمان مناسب یکسان نیست.
به بیان ساده، نیلینگ فقط یک «روش مهار خاک» نیست؛ یک سیستم اجرایی مرحله ای است که طراحی و ساخت آن باید همزمان دیده شود.
چه زمانی نیلینگ برای پایدارسازی گود مطرح می شود؟
عملیات نیلینگ نیاز به دریافت مجوز از همسایههای مجاور پروژه دارد. در صورت داشتن رضایت همسایه ها موارد زیر در انتخاب این روش بررسی میگردد.
مناسب بودن نیلینگ به مجموعه ای از عوامل بستگی دارد و نمی توان بدون اطلاعات پروژه درباره مناسب بودن آن تصمیم قطعی گرفت.
یکی از عوامل مهم، شرایط خاک است. رفتار خاک در برابر حفاری، قابلیت ایجاد و حفظ دیواره موقت، مقاومت برشی و شرایط لایه بندی باید بررسی شود. وجود خاک های بسیار سست یا شرایطی که امکان باز ماندن جبهه حفاری را کاهش می دهد، می تواند اجرای نیلینگ را دشوار یا نامناسب کند.
هندسه گود نیز اهمیت زیادی دارد. عمق گود، شیب یا قائم بودن دیواره ها و ابعاد پلان روی نیروهای وارد بر سیستم اثر می گذارند. هرچه هندسه گود پیچیده تر باشد، تحلیل دقیق تر ضرورت بیشتری پیدا می کند.
موقعیت ساختمان ها و بارهای اطراف عامل مهم دیگری است. ساختمان های سنگین، جرثقیل، محل دپوی مصالح، عبور خودروها و سایر سربارهای نزدیک لبه گود می توانند وضعیت تنش در خاک را تغییر دهند.
آب زیرزمینی نیز نباید نادیده گرفته شود. فشار آب حفره ای و جریان آب می تواند بر پایداری خاک و روند اجرای گود تاثیر بگذارد. در چنین شرایطی، فقط بررسی عناصر نگهدارنده کافی نیست و باید وضعیت زهکشی و کنترل آب نیز در طراحی و اجرا مورد توجه قرار گیرد.
همچنین محدودیت های اجرایی پروژه اهمیت دارند. تجهیزات حفاری باید بتوانند در محل مستقر شوند و عملیات نصب نیل ها با موانع موجود تداخل نداشته باشد. در محیط شهری، دسترسی محدود، مجاورت ساختمان ها و تاسیسات و محدودیت فضای کار ممکن است بر انتخاب روش اثر بگذارد.
بنابراین پاسخ درست به این سوال که «آیا نیلینگ برای این گود مناسب است؟» از بررسی نقشه و شرایط واقعی پروژه به دست می آید، نه از یک نسخه عمومی.
موارد حائز اهمیت در طراحی نیلینگ
طراحی سیستم نیلینگ یک مسئله ژئوتکنیکی و سازه ای است و باید بر اساس داده های واقعی پروژه انجام شود. یکی از خطاهای رایج این است که فاصله نیل ها، طول آنها یا جزئیات اجرایی بدون توجه کافی به شرایط زمین به صورت کلی تعیین شود.
در طراحی، هندسه گود و مشخصات خاک باید در کنار بارهای موجود بررسی شوند. سپس پایداری سیستم در برابر مکانیسم های مختلف گسیختگی ارزیابی می شود. علاوه بر پایداری کلی توده خاک، عملکرد خود نیل ها و اتصالات و همچنین پوشش سطحی باید بررسی شود.
طول و آرایش نیل ها از جمله پارامترهای مهم هستند. این مشخصات باید متناسب با هندسه و شرایط زمین تعیین شوند. زاویه نصب، فاصله افقی و قائم، قطر و مشخصات سوراخ، مشخصات میلگرد، روش تزریق و جزئیات اتصال به پوشش سطحی نیز بخشی از سیستم هستند.
نکته مهم این است که طراحی نباید صرفا با یک مقطع ایده آل انجام شود. در پروژه های واقعی ممکن است شرایط خاک در امتداد گود تغییر کند. در نتیجه، اطلاعات حاصل از حفاری و مشاهدات حین اجرا می توانند برای ارزیابی انطباق شرایط واقعی با فرضیات طراحی اهمیت داشته باشند.
در پروژه های حساس، پایش نیز نقش مهمی در کنترل عملکرد سیستم دارد. تغییر مکان دیواره، رفتار ساختمان های مجاور و سایر پارامترهای قابل اندازه گیری می توانند اطلاعات ارزشمندی درباره رفتار واقعی گود ارائه کنند.
مراحل اجرای نیلینگ
اجرای نیلینگ را باید یک فرآیند مرحله ای دانست. هر مرحله باید قبل از آغاز مرحله بعدی به وضعیت قابل قبول برسد.
در ابتدا محدوده پروژه و شرایط موجود بررسی می شود. سپس گودبرداری تا تراز مشخص انجام می گیرد. در ادامه محل نیل ها مطابق نقشه اجرایی مشخص شده و عملیات حفاری برای نصب آنها انجام می شود.
پس از آماده شدن سوراخ ها، نیل ها در موقعیت مورد نظر قرار می گیرند و عملیات تزریق انجام می شود. کیفیت و پیوستگی تزریق برای ایجاد درگیری مناسب میان نیل و خاک اهمیت دارد.
در مرحله بعد، اجزای مورد نیاز برای تقویت سطح و اتصال نیل ها نصب می شوند و شاتکریت اجرا می شود. سپس با رسیدن سیستم به شرایط مناسب، عملیات گودبرداری به تراز بعدی ادامه پیدا می کند.
این روند ممکن است بسته به طرح پروژه، شرایط زمین و جزئیات سیستم تغییر کند. بنابراین نباید یک توالی اجرایی عمومی را بدون بررسی نقشه ها و دستورالعمل های پروژه به عنوان نسخه ثابت در نظر گرفت.
یکی از مهم ترین اصول در این روش، هماهنگی میان سرعت گودبرداری و سرعت تکمیل سیستم نگهدارنده است. اگر حفاری جلوتر از ظرفیت اجرایی سیستم حرکت کند، زمان بیشتری برای تغییر شکل خاک ایجاد می شود. این موضوع در پروژه های مجاور سازه های حساس اهمیت بیشتری پیدا می کند.

نقش شاتکریت و اجزای سطحی در سیستم نیلینگ
گاهی در توضیح نیلینگ تمرکز زیادی روی خود نیل ها وجود دارد و نقش پوشش سطحی کمتر دیده می شود. در حالی که سطح گود نیز بخشی از سیستم پایدارسازی است و باید متناسب با شرایط پروژه طراحی و اجرا شود.
شاتکریت می تواند سطح خاک را در برابر ریزش های موضعی کنترل کند و همراه با مش، صفحات، اتصالات و سایر اجزای مورد نیاز، انتقال نیرو را در سطح دیواره مدیریت کند. کیفیت اجرای آن به آماده سازی سطح، نصب صحیح اجزای تقویتی و روش بتن پاشی وابسته است.
وجود ترک، جداشدگی، ضعف در اتصال یا اجرای نامناسب پوشش می تواند نشانه ای باشد که نیاز به بررسی دارد. به همین دلیل کنترل کیفیت نباید فقط به بررسی مشخصات میلگردها محدود شود.
در یک سیستم مهندسی، اجزای مختلف باید با یکدیگر کار کنند. نیل مناسب با پوشش ضعیف، یا پوشش مناسب با اجرای نامناسب نیل، نمی تواند لزوما عملکرد مورد انتظار کل سیستم را تضمین کند.
مهم ترین خطاها در اجرای نیلینگ چیست؟
بخش قابل توجهی از ریسک پروژه های پایدارسازی گود به خطاهایی مربوط می شود که در نگاه اول کوچک به نظر می رسند. یکی از آنها شروع عملیات بدون شناخت کافی از شرایط زمین است. گزارش ژئوتکنیک باید به عنوان مبنای تصمیم گیری فنی مورد استفاده قرار گیرد و در صورت مشاهده تفاوت محسوس بین شرایط واقعی و اطلاعات اولیه، موضوع باید بررسی شود.
خطای دیگر، اجرای شتاب زده مراحل گودبرداری است. وقتی جبهه حفاری بیش از محدوده مجاز باز می ماند یا عملیات پایدارسازی با تاخیر انجام می شود، شرایط زمین می تواند تغییر کند.
کنترل نکردن کیفیت حفاری سوراخ ها نیز مهم است. مشخصات واقعی سوراخ باید با جزئیات اجرایی مورد نظر سازگار باشد. سپس نصب نیل و تزریق باید به گونه ای انجام شود که سیستم به شرایط پیش بینی شده نزدیک باشد.
بی توجهی به آب زیرزمینی نیز یکی از مشکلات مهم است. اگر ورود آب یا افزایش فشار آب نادیده گرفته شود، حتی سیستمی که از نظر تئوری مناسب به نظر می رسد ممکن است در شرایط واقعی با وضعیت متفاوتی روبه رو شود.
از سوی دیگر، بارگذاری در نزدیکی لبه گود گاهی بدون توجه به اثر آن بر سیستم انجام می شود. محل دپوی خاک، مصالح یا استقرار تجهیزات باید با ملاحظات پایداری گود هماهنگ باشد.
خطای مهم دیگر، حذف یا تضعیف فرآیند پایش در پروژه های حساس است. پایش جایگزین طراحی نیست، اما می تواند امکان شناسایی تغییر رفتار و تصمیم گیری سریع تر را فراهم کند.
پایدارسازی گود فقط انتخاب یک روش نیست
یکی از اشتباهات رایج در تصمیم گیری، مقایسه روش های پایدارسازی صرفا بر اساس هزینه اولیه است. در حالی که هزینه واقعی یک سیستم به مجموعه ای از عوامل مانند شرایط زمین، سرعت اجرا، فضای مورد نیاز، تجهیزات، محدودیت های همجواری، کنترل تغییر شکل، امکان دسترسی و ریسک های اجرایی وابسته است.
در بعضی پروژه ها، نیلینگ می تواند با محدودیت های اجرایی و هندسه زمین سازگار باشد. در پروژه ای دیگر، روش های متفاوتی مانند سیستم های سازه ای یا ترکیبی ممکن است گزینه مناسب تری باشند.
برای مثال، تاپ دان در برخی پروژه های شهری که محدودیت های خاصی در رابطه با سازه، دسترسی و توالی اجرای طبقات وجود دارد، می تواند به عنوان یک گزینه متفاوت مطرح شود. اما مقایسه روش ها باید بر اساس شرایط واقعی پروژه انجام شود، نه صرفا محبوبیت یک روش یا هزینه ظاهری آن.
بنابراین تصمیم مهندسی زمانی قابل اتکا است که چند گزینه از نظر فنی، اجرایی و اقتصادی بررسی شوند و سپس مناسب ترین راهکار انتخاب شود.
در انتخاب مجری نیلینگ به چه نکاتی توجه کنیم؟
انتخاب مجری را نباید فقط به مقایسه قیمت پیشنهادی محدود کرد. قیمت پایین تر، اگر با ضعف در طراحی، کنترل کیفیت یا مدیریت اجرا همراه باشد، ممکن است در نهایت هزینه بیشتری به پروژه تحمیل کند.
اولین موضوع، توانایی فنی مجموعه برای درک شرایط پروژه است. مجری باید بتواند نقشه های اجرایی، گزارش آزمایش خاک و محدودیت های کارگاه را به درستی تحلیل کند و در صورت مشاهده شرایط متفاوت، موضوع را به شکل فنی پیگیری کند.
تجهیزات نیز اهمیت دارند. نوع تجهیزات حفاری باید با فضای پروژه، جنس زمین، عمق گود و شرایط دسترسی سازگار باشد. تجهیزات نامناسب می توانند سرعت کار را کاهش دهند یا کیفیت اجرای عملیات را تحت تاثیر قرار دهند.
کنترل کیفیت مرحله دیگری است که باید درباره آن شفافیت وجود داشته باشد. مشخصات مصالح، روند حفاری، نصب نیل، تزریق، اجرای شاتکریت و کنترل مراحل باید مطابق الزامات فنی پروژه دنبال شوند.
هماهنگی میان طراح، مجری، ناظر و تیم کارگاهی نیز اهمیت زیادی دارد. پایدارسازی گود یک فعالیت مستقل از سایر بخش های پروژه نیست. تغییر در هندسه گود، شرایط ساختمان های اطراف یا برنامه اجرایی می تواند نیازمند بازبینی تصمیم های قبلی باشد.
ماندگار خاک نیز در این نقطه می تواند به عنوان یک گزینه برای بررسی خدمات مرتبط با پایدارسازی گود مطرح شود؛ نه به عنوان جایگزینی برای ارزیابی فنی پروژه، بلکه به عنوان مجموعه ای که باید توانایی فنی، روش اجرای کار و تناسب راهکار پیشنهادی آن با شرایط واقعی پروژه بررسی شود.
پایش گود چه ارتباطی با نیلینگ دارد؟
وقتی یک سیستم پایدارسازی اجرا می شود، انتظار می رود رفتار گود در محدوده پیش بینی شده باقی بماند. اما شرایط واقعی پروژه همیشه دقیقا با مدل محاسباتی یکسان نیست.
پایش به مهندسان کمک می کند تغییرات رفتاری گود و سازه های اطراف را بهتر بشناسند. بسته به حساسیت پروژه، ممکن است پارامترهایی مانند تغییر مکان دیواره، نشست نقاط مشخص، رفتار ساختمان مجاور یا سایر شاخص های مرتبط کنترل شوند.
اهمیت پایش زمانی بیشتر می شود که ساختمان های حساس یا زیرساخت های مهم در مجاورت گود قرار داشته باشند. در این شرایط، هدف صرفا ثبت یک عدد نیست؛ هدف ایجاد امکان تشخیص روند تغییرات و واکنش مناسب در زمان مناسب است.
اگر داده های پایش نشان دهند که رفتار واقعی با پیش بینی ها فاصله گرفته است، باید علت بررسی شود. ممکن است دلیل آن تغییر شرایط خاک، آب، سربار، ترتیب اجرا یا عوامل دیگری باشد. بنابراین پایش زمانی ارزش واقعی دارد که بخشی از فرآیند تصمیم گیری پروژه باشد.
آیا نیلینگ همیشه کم هزینه ترین روش پایدارسازی گود است؟
پاسخ را نمی توان بدون بررسی پروژه مشخص کرد. هزینه پایدارسازی گود تحت تاثیر پارامترهای متعددی قرار دارد و نمی توان یک قیمت ثابت برای آن تعیین کرد.
عمق و ابعاد گود، نوع و لایه بندی خاک، سطح آب زیرزمینی، طول و تعداد نیل ها، مشخصات مصالح، روش تزریق، حجم شاتکریت، دسترسی کارگاه، شرایط ساختمان های مجاور و الزامات پایش همگی می توانند بر هزینه اثر بگذارند.
به همین دلیل اعلام یک عدد عمومی به عنوان قیمت نیلینگ بدون داشتن اطلاعات کافی می تواند گمراه کننده باشد. در پروژه های واقعی، برآورد باید پس از شناخت شرایط فنی و اجرایی انجام شود.
از طرف دیگر، ارزان تر بودن پیشنهاد اولیه لزوما به معنی اقتصادی تر بودن آن نیست. اگر یک انتخاب باعث افزایش تغییر شکل، دوباره کاری، توقف پروژه یا ایجاد ریسک برای ساختمان های مجاور شود، صرفه جویی اولیه ممکن است به هزینه ای بسیار بزرگ تر تبدیل شود.
تصمیم اقتصادی مناسب، تصمیمی است که هزینه را در کنار ریسک، کیفیت، زمان و قابلیت اجرای واقعی ببیند.
چه اطلاعاتی برای بررسی اولیه یک پروژه نیلینگ لازم است؟
برای ارزیابی اولیه، هرچه اطلاعات پروژه کامل تر باشد، تصمیم گیری دقیق تر خواهد بود. معمولا مشخصات کلی پروژه و هندسه گود، گزارش مطالعات ژئوتکنیک، وضعیت ساختمان های اطراف، فاصله آنها از لبه گود، بارهای موجود در اطراف، شرایط آب زیرزمینی و محدودیت های دسترسی از اطلاعات مهم هستند.
نقشه های معماری و سازه نیز می توانند در شناخت وضعیت پروژه کمک کنند. همچنین باید مشخص باشد که گود در چه محیطی قرار دارد و چه تاسیسات یا زیرساخت هایی در اطراف آن وجود دارد.
این اطلاعات به تیم فنی اجازه می دهد مسئله را از یک «گودبرداری معمولی» به یک مسئله واقعی مهندسی تبدیل کند؛ مسئله ای که باید برای آن راهکار متناسب با شرایط موجود انتخاب شود.
در پروژه های پیچیده، ممکن است اطلاعات تکمیلی در زمان اجرای گود نیز اهمیت پیدا کنند. مشاهده رفتار واقعی خاک و شرایط کارگاه می تواند در کنترل فرآیند اجرا نقش داشته باشد.
نیلینگ موفق به چه چیزی وابسته است؟
اگر بخواهیم کل موضوع را از زاویه اجرایی نگاه کنیم، موفقیت نیلینگ حاصل یک عامل منفرد نیست. طراحی مناسب بدون اجرای دقیق کافی نیست. اجرای خوب بدون شناخت صحیح زمین نیز نمی تواند ریسک را حذف کند. حتی یک سیستم مناسب طراحی و اجرا شده هم در پروژه های حساس به کنترل و پایش نیاز دارد.
چهار حلقه در این زنجیره اهمیت ویژه دارند: شناخت زمین، طراحی متناسب، اجرای مرحله ای و کنترل عملکرد.
شناخت زمین، فرضیات طراحی را واقعی تر می کند. طراحی، مشخص می کند سیستم برای چه شرایطی و با چه جزئیاتی باید ساخته شود. اجرای مرحله ای کمک می کند رفتار گود در زمان حفاری کنترل شود. پایش نیز امکان مقایسه رفتار واقعی با انتظار مهندسی را فراهم می کند.
به همین دلیل، اگر مجری یا مشاور فقط روی یک بخش تمرکز کند و سایر بخش ها را نادیده بگیرد، ارزیابی عملکرد سیستم ناقص خواهد بود.
جمع بندی
نیلینگ می تواند برای برخی پروژه های گودبرداری یک راهکار مناسب و کاربردی برای پایدارسازی باشد، اما مناسب بودن آن از روی نام روش مشخص نمی شود. شرایط خاک، هندسه گود، وضعیت آب، بارهای اطراف، ساختمان های مجاور، محدودیت های اجرایی و الزامات کنترل تغییر شکل باید در کنار یکدیگر بررسی شوند.
از طرف دیگر، کیفیت اجرای نیلینگ فقط به نصب میلگرد در خاک خلاصه نمی شود. حفاری، نصب، تزریق، اجرای اجزای سطحی، شاتکریت، توالی گودبرداری، کنترل کیفیت و در پروژه های حساس پایش، همگی بخشی از یک سیستم واحد هستند.
برای کارفرمایی که در مرحله تصمیم گیری قرار دارد، شاید مهم ترین سوال این نباشد که «نیلینگ بهتر است یا روش دیگر؟» سوال دقیق تر این است که «کدام روش با شرایط فنی و اجرایی این پروژه سازگارتر است و چگونه می توان ریسک اجرای آن را کنترل کرد؟»
پاسخ این سوال نیازمند بررسی واقعی پروژه است. اگر قرار است برای یک گود، سیستم نیلینگ یا هر روش دیگر پایدارسازی انتخاب شود، بررسی مطالعات ژئوتکنیک، شرایط همجواری، هندسه گود و جزئیات اجرایی باید پیش از تصمیم نهایی انجام شود. در همین مرحله است که ارزیابی توان فنی مجری و کیفیت پیشنهاد اجرایی می تواند به یک تصمیم آگاهانه تر منجر شود.




در پروژههایی که ساختمان مجاور فاصله خیلی کمی با لبه گود دارد، مهمترین معیار برای تشخیص مناسب بودن نیلینگ چیست؟
در این شرایط، کنترل تغییر شکل و شرایط واقعی خاک اهمیت زیادی دارد و باید در کنار هندسه گود، بارهای مجاور و وضعیت سازههای اطراف بررسی شود.