جنگ چگونه به تجلی اراده زنانه منجر شد؟
خبرگزاری مهر، یادداشت مهمان_مرضیه افسراسیابی، عضو هیئت علمی پژوهشکده زن و خانواده، جنگ را جنگ ارادهها خواندهاند؛ و اراده تجلی علم و قدرت و حیات یک فرد و یک #جامعه است، که ثمره اش استواری و استقامت است. اما علم و قدرتی که در ارادهای استوارتر متجلی میشود، علم و قدرتی حقیقی است که ریشه در سعه وجودی فرد و جامعه دارد؛ چنین علم و قدرت و ارادهای متکی به ابزار نیست و ارتباطی با میزان تسلیحات جنگی ندارد. این علم و قدرت، ریشه در باورهایی حقیقی دارد که میتواند از افراد و جوامع “کوههای استواری” بسازد که در مقابل طوفانها ایستادهاند؛ بر خلاف قدرتی که متکی بر ابزار است و با فروریختن ابزارها فرو میپاشد.
جنگ، صحنه تقابل اراده هاست و در این میان اراده زنانه متکی بر علم و قدرت زنانه است و ثمره آن بروزات آگاهانه ای است که عقل و احساس را توأمان در بر دارد؛ و مادری و مراقبت اجتماعی و ایجاد الفت در جامعه را در صحنههای مختلف به تصویر میکشد. چنین آمیزهای از عقل و احساس آگاهانه است که میتواند در میانه جنگ، با القائات احساسی #دشمن مقابله کند و در مقابل هراس افکنی دشمنان، آرامش و سکینه را به #خانواده و جامعه بازگرداند.
آگاهی و قدرت زنانه، با ریزترین و جزئی ترین اتفاقات زندگی روزمره عجین است و از همین رو تجلی اراده زنانه در جنگ در تمامی صحنههای زندگی جاری است. از اراده زنانی که حس مادری را در صحنه اجتماع با تهیه افطاری برای رزمندگان متجلی میکنند؛ تا مادرانی که دست در دست بچههای کوچکشان زیر بمباران شهرها به خیابان میآیند تا از “فرزندان” جان برکف کشورشان دفاع کنند و آرامشی باشند برای قلب رزمندگان؛ تا مادرانی که کودکشان را با قصههای رشادت دلیرمردان این مرز و بوم آرام میکنند؛ تا برگزاری جلسات خانگی دعا و استغاثه برای پیروزی فرزندان میهن… اینها همه تجلی اراده زنانه است که عقل و احساس را در هم آمیخته تا مادری و زنانگی و مراقبتِ اجتماعی و الفتبخشی را در سطح جامعه متجلی کند، و در هنگامه جنگ جامعه را آرام و قوی نگاه دارد.
این تجلیات اراده زنانه، نقش مهمی در ناکام گذاشتن مکاید دشمنان دارد. چرا که یکی از مهمترین ابزارهای دشمن برای پیروزی در جنگ القاء ترس و ناامیدی و ناکامی است. در واقع دشمن با جنگ شناختی، اراده یک ملت را نشانه گرفته و اینجاست نقش بی بدیل #زنان آشکار میشود. چرا که ترس و ناامیدی از مقوله احساسات و عواطف است؛ بنابراین مقابله با آن نیز نمیتواند بدون توجه به ساحت عواطف و احساسات انسانی انجام شود، و نقش زنان در مدیریت احساسات و عواطف یک جامعه نقشی بی بدیل و انکار ناپذیر است. زنان و مادرانی که با تکیه بر باورهایی عمیق و آگاهانه، در هنگامه جنگ در مقابله با هراس افکنی دشمن، در همه لایه های زندگی فردی و اجتماعی شان، آرامش را به خانواده و جامعه شان منتقل میکنند تا در هنگام بمباران هم استوار در میدان باقی بمانند، در یکی از مهمترین عرصهها در حال مقابله با دشمن اند. زنانی که میتوانند عمیق ترین باورهای توحیدی را در زندگی روزمره شان متجلی کنند، و در مادری، همسری و حتی در سوگ عزیزانشان نشان بدهند که مغلوب هراس افکنی دشمنان نشدهاند، بلکه استوارتر از قبل در مسیر تحقق آرمانهای الهی شان قدم برمیدارند، میتوانند روح امید و حیات و استواری قدم را در جامعه جاری سازند.
آنها تجلی اراده استوار و محکم جامعهای هستند که بر مبنای محاسبات مادی بنا نشده و محاسبات مادی را به سخره میگیرد. زنانی که در بحبوحهی جنگ، و در زیر آتش بمباران و در داغ عزیزانشان، نه تنها نمیشکنند بلکه با استواری و آرامش خود، به جامعه استواری و سکینه میبخشند، تجلی پیروزی اراده جامعهای هستند که نصر و فتح را جز از خدا طلب نمیکند.
